سرمقاله

آیا روزهای خوش بازار سینما در پیش است؟

نویسنده: محمد شكیبا‌نیا / سردبیر
مطمئنا امسال، سال خوبی برای سینمای ایران بوده چون میزان فروش فیلم‌های سینمایی نسبت به قبل خیلی بیشتر شده است...
مطمئنا امسال، سال خوبی برای سینمای ایران بوده چون میزان فروش فیلم‌های سینمایی نسبت به قبل خیلی بیشتر شده است. اگر دو سال قبل فیلمی با 7‌میلیارد فروش رکورددار می‌شد، حالا این رقم به 15میلیارد رسیده است. حالا اگر فیلمی 2 یا 3‌میلیارد بفروشد خیلی اتفاق عجیبی نیست و تهیه‌کننده‌اش را اصلا راضی نمی‌کند.
بعد از شروع اکران لانتوری که با اعلام فروش 145میلیون تومان* در نخستین روز اکران رکوردهای قبلی را جا‌به‌جا کرد، فروشنده توانست این رکورد را تا نزدیک دو برابر افزایش دهد (250میلیون تومان) و حالا در آخر فصل پاییز سلام بمبئی خود را با فروش روز اول 360میلیون تومان در صدر باشگاه پرفروش‌های روزاولی نشانده است. آمار فروش فیلم‌ها به‌خصوص فروش روزانه و فروش هفته‌ی اول اگرچه به کار تبلیغات و بازارسازی می‌خورد، اما به دلایل مختلف نادقیق است و برای قضاوت نهایی باید تا آخر دوره‌ی اکران اصلی فیلم صبر کرد. رقمی که در این حالت برای لانتوری 6‌میلیارد و 300میلیون تومان (کمی کمتر از بادیگارد) و برای فروشنده ‌15میلیارد و 500میلیون تومان است و هنوز باید دو ماه دیگر صبر کنیم تا بتوانیم مقایسه‌ی درستی بین این فیلم‌ها و سلام بمبئی انجام بدهیم.
حالا سؤال اصلی این نوشته این است که همه‌ی مخاطبان سینمای ایران چند نفرند. بر اساس آمار جمعیت افراد بین 15 تا 60 سال حدود 55میلیون نفر است. برای رسیدن به فروش 15‌میلیاردتومانی کافی است 2/5 میلیون نفر از این جمعیت به سینما بروند و بلیتی با متوسط قیمت 6هزار تومان بخرند. یعنی کمتر از 5 درصد جمعیت هدف سینما و کمتر از 3 درصد جمعیت کل کشور. در کنار این آمار، بخش مهمی از مخاطبان، متقاضی محصولات ویدئوی خانگی فیلم‌های سینمایی هستند و اگر عدد یک‌میلیون نسخه را که معمولا برای فیلم‌های پرفروش اعلام می‌شود درست بدانیم (با فرض 3 مخاطب برای تماشای هر نسخه)، حدود 4 درصد دیگر از جمعیت کشور به این آمار اضافه می‌شوند. از کپی‌های غیرقانونی آمار که هیچ، حتی تخمین قابل اتکایی هم در دست نیست، اما فرض من این است که این بخش هرچقدر هم که باشد، درصد بسیار اندکی از آنها حاضر هستند برای تماشای فیلمی که دوست دارند هزینه‌ی رفتن به سینما یا خرید نسخه‌ی خانگی را بپردازند. بنابراین اگرچه شاید بخش جدی و بزرگی از مخاطبان سینمای ایران این آدم‌ها باشند، در محاسبات مربوط به بازار سینما هنوز عامل تعیین‌کننده و مهمی نیستند. پس همه‌ی بازار سینمای ایران همین‌قدر است. یک بازار حدود 100میلیاردی برای اکران‌های سینما و بازاری در همین حدود برای بخش ویدئوی خانگی. من تهیه‌کننده‌ی سینمای مستند هستم كه بازاری کمتر از 5 درصد سینمای داستانی دارد و آنهایی که دستشان بیشتر از من در کار است حتی ممکن است این ارقام را نادقیق و قدری خوش‌بینانه و دست‌بالا بدانند. اما اگر دعوا سر جزئیات و چند درصد کم‌وبیش را کنار بگذاریم، حدوحدود کل بازار صنعت سینمای ایران همین‌قدر است. با در نظر گرفتن همه‌ی فروش‌ها و همه‌ی اقسام اکران‌ و حتی سینمای مستند و غیره، به‌زور بتوان آن را به 300میلیارد تومان در سال رساند. برای امکان درک بهتر این عدد خوب است بدانیم بودجه‌ی صداوسیما بدون در نظر گرفتن پول تبلیغات، 1300 میلیارد تومان است.
این 7 درصد مخاطبانی هستند که حماسه‌ی فیلم‌های پرفروش را شکل می‌دهند و برای بسیاری از فیلم‌ها اعداد و ارقام بسیاربسیار کمتر از اینهاست. اما حتی با همین مخاطب بالقوه که اگر احساس کند به هر دلیلی فیلمی را باید ببیند، زحمت رفتن به سینما یا خرید ویدئوی خانگی را به خودش می‌دهد و حتی حاضر است در سئانس‌های نامتعارف صبح زود و شب دیر فیلم را تماشا کند، می‌توان بازار سینما را بسیار بزرگ‌تر کرد. تا الان که معلوم شده است با شناخت دقیق‌تر پخش‌کنندگان، تهیه‌کنندگان و کارگردان‌های سینما از جریان‌های اجتماعی و رفتار اجتماعی مخاطبان، با تولید فیلم‌هایی که اوقات خوشی را برای مخاطب خود در سینما یا خانه رقم می‌زنند، با تولیداتی که به مردم آنهایی را که خیلی دوست دارند درست نشان می‌دهند و حتی با تولیداتی که به موفقیت‌های جهانی تکیه می‌زنند، می‌توان حدود این صنعت واقعا بومی را روزبه‌روز بزرگ‌تر و بزرگ‌تر کرد. و البته به گمان من در آینده‌ی نه خیلی دور امکان ایجاد چند انفجار دلچسب در این آمار وجود دارد و من منتظر آن هستم.

از بحث مهم فروش فیلم‌های سینمایی و مخاطبان سینما که بگذریم، دوست دارم یادآوری کنم که دهمین جشنواره‌ی بین‌المللی فیلم مستند ایران (سینماحقیقت) که آذرماه برگزار شد، با همه‌ی کاستی‌ها و حواشی‌ای که معمولا برگزاری این رویدادها به همراه دارد، نشان داد سینمای مستند با سرعت بسیار زیادی در حال رشد و پوست‌اندازی است و امیدوارم اینها نشانه‌ی این باشد که بازار سینمای مستند هم در حال توسعه است و بیشتر امیدوارم که در آینده‌ی نزدیک از صنعت سینمای مستند ایران بنویسم؛ چیزی که هنوز وجود ندارد.
همان‌طور که در فهرست این شماره پیداست، از این شماره بخش سینمای مستند را روبرت صافاریان دبیری می‌کند. این برای مجله‌ی 24 افتخاری است که این بخش کوچک اما بسیار مهم را یکی از پرسابقه‌ترین و خوشنام‌ترین چهره‌های مطبوعات سینمایی ایران راهبری می‌کند. مطمئن هستم مخاطبان ارزشمند مجله‌ی 24 هم این رویکرد جدید مجله را در پرداختن به سینمای مستند ایران و جهان خواهند پسندید و مثل همیشه که دیده‌بان ارزشمندی برای مجله بوده‌اند، ما را در جریان دیدگاه‌ها و نظرات خود خواهند گذاشت.

* همه‌ی اعداد و ارقام تقریبی هستند.

محمد شكیبا‌نیا /  سردبیر



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code