سينمای ايران

بازتولید شمایل نسل تیپاخورده‌ی رنجور

نویسنده: نیما حسنی‌نسب
میل و کشش و اشتیاق مخاطب باعث شده تا سینما در هر دوره و زمانه‌ای الگو و شمایلی از جوان عاصی و ناآرام و سرکش را در شکل‌ها و فرم‌ها و ورژن‌های مختلفش بازتولید کند...
میل و کشش و اشتیاق مخاطب باعث شده تا سینما در هر دوره و زمانه‌ای الگو و شمایلی از جوان عاصی و ناآرام و سرکش را در شکل‌ها و فرم‌ها و ورژن‌های مختلفش بازتولید کند. تاریخ سینمای جهان و ایران فهرست مفصلی از این شمایل محبوب سینماروها داشته و دارد که در روزگاری بشود پوسترشان را به دیوار زد و از سر و شکل و لباس‌هایشان تقلید کرد یا به فراخور زمان و مکان، اشکال مختلف دیگری از این علاقه‌ی عمومی را بروز داد و نثارشان کرد. نوید محمدزاده تا امروز آخرین نسخه و آپدیت‌شده‌ی این شمایل در سینمای ایران است؛ شمایلی که نسب و سابقه‌اش را از گذشته‌های دور نیم قرن گذشته می‌شود رصد کرد و به اکنون رسید؛ حالا که او با جثه‌ و اندام کوچک و ریزنقش و به لطف کاراکترهای درب و داغان و آش و لاشِ چند فیلم اولش توانسته بهترین تصویر ممکن را از نسل تیپاخورده‌ی رنجورِ دهه‌ی 1360 برای علاقه‌مندان سینما و هم‌نسلانش در شکل‌های متنوعی بازتولید و ثبت کند.
حکایت رسیدن نوید محمدزاده به شهرت و اعتباری که سینما و نمایش ایران در فضای فعلی اجازه‌اش را می‌دهد، خودش یک روایت د‌لچسب و فانتزی برای هم‌نسلان اوست؛ جایی دور از احتمالات و امکانات احتمالیِ پایتخت، از فضای تلخ و محروم بعد از جنگ در ایلامِ نیمه‌ویران، یکی راه افتاد و آمد تا به هدف و رؤیایی دست‌نیافتنی برسد؛ چیزی که چند سال پیش از این‌که به پرده‌ی سینما راه پیدا کند، در یک برنامه‌ی تلویزیونی درباره‌اش حرف زد و حالا آن تکه برنامه‌ی دیده‌نشده دست به دست در فضای مجازی می‌چرخد و می‌تواند برای یک نسل سودایی شبیه مانیفست کوچک اما دل‌پذیری شود از ضرب‌المثلِ بی‌مصداقِ «خواستن، توانستن است». نوید محمدزاده هنوز در آستانه‌ی ورود به دهه‌ی چهارم عمرش با سه سیمرغ بلورین داده و نداده، با رکورد درو کردن همه‌ی جوایز سینمایی یک سال و حالا با جایزه‌ای جهانی از فستیوال معتبر ونیز (گیرم در بخش جنبی و فرعی‌) و ...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code