سينمای ايران

مرور سی‌وپنجمین جشنواره‌ی فیلم فجر

جشنواره علیه جشنواره

نویسنده:
جشنواره‌ی سی‌وپنجم فقط ده روز نبود...
جشنواره‌ی سی‌وپنجم فقط ده روز نبود. کش آمد و هنوز ترکش‌هایش به اهالی سینما می‌خورد و هنوز تلفات می‌گیرد. خاطرات نسبتا خوش سال پیش پاک شد و جای آنها را یک مشت حاشیه و هیاهو گرفت. جنجال‌ها و حاشیه‌هایی که از همان قبل جشنواره کلید خورد و هنوز ادامه دارد؛ از انتخاب نشدن فیلم‌های کیانوش عیاری و شهرام مکری، از اختلال در سامانه‌ی فروش اینترنتی بلیت‌ها و فروش حضوری آنها به روش دهه‌ی 60 و از حذف سیستم رأی‌گیری اینترنتی آرای مردمی تا پرسش‌ها و اعتراض‌های جدی نسبت به اسامی هیئت‌های انتخاب و داوری و حاشیه‌های هرشبی برنامه‌ی هفت و جنجال اصلی که بر سر کاندیداها و بعضی برنده‌های سیمرغ‌ها بود. متن جشنواره، یعنی میانگین کیفی فیلم‌ها هم به نظر اکثر مخاطبانش چیز دندان‌گیری نبود و از قرار معلوم اکران سال بعد، اکران سختی خواهد بود و ممکن است موفقیت شگفت‌انگیز گیشه‌ی امسال تکرار نشود. مگر به ضرب و زور بلیت‌های بیست‌هزار تومانی که در راه است! عجالتا سعی کرده‌ایم در این پرونده‌ی جمع‌ و جور یک دور تند جشنواره را از زاویه‌های مختلف بررسی و جمع‌بندی کنیم تا در شماره‌های سال آینده، یکی‌یکی برویم سراغ فیلم‌ها و پرونده‌هایشان. به رسم سال پیش، فهرستی از استعدادهای جشنواره‌ی امسال را هم انتخاب کرده‌ایم که همان قاعده‌ی سال گذشته را دارند. یعنی سن و سالشان و سیمرغ گرفتن و نگرفتنشان مهم نیست و سعی کرده‌ایم ملاک انتخاب آنها آینده‌ی‌ احتمالا درخشانی باشد که انتظارشان را می‌کشد و قابلیت‌های زیادی که برای ادامه‌ی درخشش و ماندگاری در سینمای ایران دارند. حتما لیست منتخب شما با ما تفاوت دارد و حتما اسم‌هایی از قلم افتاده یا برای قرار گرفتن در این فهرست رأی کافی نیاورده؛ اما همان‌طور که سال پیش تأکید کردیم، بدانید که استعداد واقعی خودش را به همه ثابت می‌کند؛ چه در این فهرست باشد، چه نباشد. 

چهره‌های برگزیده
بازی قهرمانِ ایستاده در غبار دیده نشد و قدر ندید. او باید بدون دیالوگ، بدون صدا و بدون میمیکی که نباید از فرم واقع‌گرای فیلم بیرون می‌زد، بازی می‌كرد. باید موتیف‌هایی را كه برای خشم‌ها، لبخندها، احساسات و همه‌ی واكنشی‌های حسی حاج احمد متوسلیان در نظر گرفته‌ بود، هر بار با ظرافت و شبیه قبل اجرا می‌كرد. عین واقعیت و نزدیك به فضای مستند فیلم. او یك نابازیگر تازه از راه رسیده نبود و می‌دانست چطوری از پس این سختی‌ها بر بیاید. چون قبل از این  در مزرعه‌ی پدری مرحوم ملاقلی‌پور، نقش شهید زری‌باف را بازی کرده بود و سال‌ها سابقه‌ی تئاتری دارد. او بازی بدون اضافه‌كاری و واقع‌گرایانه‌اش را در ماجرای نیمروز هم تکراركرد و به اوج رساند. حالا او مسلح بود و می‌توانست از دیالوگ و از اندام و حرکت و میمیکش هم استفاده كند و از نقش «کمال» یك چریک عمل‌گرای پرشور و قابل باور بسازد. بازی هنرمندانه‌ای كه در کنار بازی بازیگران حرفه‌ای و پرسابقه‌ای مانند احمد مهران‌فر و جواد عزتی به چشم می‌آید و از او ستاره‌ای جذاب  می‌سازد كه ما را در انتظار بازی‌هایش در نقش‌ها و فیلم‌های دیگر نگه می‌دارد. در انتظار نقش‌ها و چالش‌های دیگری كه حجازی‌فر حتما از پس آنها هم برمی‌آید...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code