نوستالژی

حالا کجاشو دیدی؟

نویسنده: نوید پورمحمدرضا
نشانه‌های شوم همه‌جا پراکنده‌اند: اپرای روح‌نواز و دایجتیکِ درون ماشین، به‌ناگهان، با هوی‌متالِ وحشی و غیردایجتیک فیلم قطع می‌شود، سگ بی‌وقفه پارس می‌کند، همسایه عجیب رفتار می‌کند، پسربچه به چیزی مشکوک می‌شود، چوب‌های گلف و چاقوی تیز بخشی از صحنه و تمرکز روایت را سمت خود می‌کشند، و غریبه‌ها سروکله‌شان پیدا می‌شود. سوروسات یکی از آن ترسناک‌ها یا دست‌کم تریلرهای مهیج با مضمون بیگانه‌ها در خانه، ظاهراً، جورِ جور است...
  نشانه‌های شوم همه‌جا پراکنده‌اند: اپرای روح‌نواز و دایجتیکِ درون ماشین، به‌ناگهان، با هوی‌متالِ وحشی و غیردایجتیک فیلم قطع می‌شود، سگ بی‌وقفه پارس می‌کند، همسایه عجیب رفتار می‌کند، پسربچه به چیزی مشکوک می‌شود، چوب‌های گلف و چاقوی تیز بخشی از صحنه و تمرکز روایت را سمت خود می‌کشند، و غریبه‌ها سروکله‌شان پیدا می‌شود. سوروسات یکی از آن ترسناک‌ها یا دست‌کم تریلرهای مهیج با مضمون بیگانه‌ها در خانه، ظاهراً، جورِ جور است. کافی است یک بار خودمان را بگذاریم جای آنهایی که اولین بار بدون هیچ پیش‌زمینه‌ای، هیچ خبر و آوازه‌ای، به تماشای بازی‌های بامزه نشسته بودند. مهاجمان در روز روشن، وقت ناهار، در هیئت پسرانی مؤدب و آراسته وارد خانه می‌شوند، مِن‌مِن‌کنان، طلب تخم‌مرغ می‌کنند، و بعد شوخی‌شوخی اهالی خانه را گروگان می‌گیرند، می‌مانند و بیرون نمی‌روند. ابتدا ورودی خانه را تصرف می‌کنند، بعد سگ نگهبان را نفله می‌کنند، در ادامه، پدر را زمین‌گیر می‌کنند، پسر را گوشمالی می‌دهند، مادر را تحقیر می‌کنند، و در انتها به شکلی تراژیک یک‌به‌یک آنها را می‌کشند و سراغ خانه‌ی بعدی می‌روند. انتظارات ژنریک ما، امیدهایی که یک‌ عمر روایت‌های سینمایی وعده‌شان را به ما داده بودند، هیچ‌یک برآورده نمی‌شوند؛ پدر قادر نیست مهاجمان را دفع کند، حتی به این مهم نزدیک هم نمی‌شود، مادر به دسته‌ی زنان سینماییِ زجردیده اما ...
نوید پورمحمدرضا
npourmohammadreza@gmail.com



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code