دوستان خوب روی دور تند

نویسنده: محمد شكیبانیا
پرویز سه روز از زندان مرخصی گرفته تا کارهای کفن و دفن زنش را انجام دهد و دوتا بچه‌اش را به کسی بسپارد. پیش از این اما دیده‌ایم که زهره، زن مغموم و تکیده‌اش، هنگام برگشتن به خانه از دست تعقیب‌کننده‌ای که نمی‌بینیمش فرار می‌کند و در این فرار پرهراس ناغافل ماشینی زیرش می‌گیرد...
پرویز سه روز از زندان مرخصی گرفته تا کارهای کفن و دفن زنش را انجام دهد و دوتا بچه‌اش را به کسی بسپارد. پیش از این اما دیده‌ایم که زهره، زن مغموم و تکیده‌اش، هنگام برگشتن به خانه از دست تعقیب‌کننده‌ای که نمی‌بینیمش فرار می‌کند و در این فرار پرهراس ناغافل ماشینی زیرش می‌گیرد.
اولین سکانسِ اولین تجربه‌ی بلند سینمایی مرتضی‌علی عباس‌میرزایی با میوه خریدن زهره در لابه‌لای شلوغی کوچه و بازار شروع می‌شود و با صحنه‌ی تکان‌دهنده‌ی تصادف او تمام می‌شود. سکانسی پراسترس که موسیقی و تدوین دست به دست هم می‌دهند تا ارکستر کارگردان کارش را با یک قطعه‌ی تند و پرتنش شروع کند. اما بنا نیست آرامش به روایت داستان برگردد و این تب تند تدوین و موسیقی تا آخر فیلم روایت اصلی و خرده‌روایت‌های فیلم سینمایی انزوا را همراهی می‌کنند. خرده‌روایت‌های فراوانی که برای تعریف همه‌ی آنها در نود دقیقه باید آنها را تندتند و بریده‌بریده روایت کرد.
پرویز در زندان اخبار ناخوشی از دوستان و اقوامش درباره‌ی زهره شنیده که او را بدبین کرده. زهره هم کلافه از بدبینی مردی که در زندان است و بار بزرگ کردن دوتا بچه‌‌ای که روی دوش اوست، برایش درخواست طلاق فرستاده. حالا پرویز که همه‌ی شواهد تردیدش را تأیید می‌کنند، برای شناسایی و تدفین او از زندان بیرون آمده است...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code