سريال

ساختارشكنی از یك روایت كلیشه‌ای

نویسنده:
در سال 1962، بت دیویس که دو اسکار در کارنامه‌اش داشت مشغول اجرای شب ایگوآنای تنسی ویلیامز در برادوی بود. با این‌که امیدوار بود همه‌چیز درباره‌ی ایو در سال 1950 فعالیت هنری‌اش را احیا کند، بعد از بازی در آن پیشنهادهای خیلی خوبی سراغش نیامد و در عوض به بازی در تئاتر و نقش‌های مهمان در سریال‌های تلویزیونی تنزل پیدا کرد....
در سال 1962، بت دیویس که دو اسکار در کارنامه‌اش داشت مشغول اجرای شب ایگوآنای تنسی ویلیامز در برادوی بود. با این‌که امیدوار بود همه‌چیز درباره‌ی ایو در سال 1950 فعالیت هنری‌اش را احیا کند، بعد از بازی در آن پیشنهادهای خیلی خوبی سراغش نیامد و در عوض به بازی در تئاتر و نقش‌های مهمان در سریال‌های تلویزیونی تنزل پیدا کرد. اما یک شب، بعد از یکی از اجراهایش، جوآن کرافورد ـ که او هم یک بازیگر  زن اسکارگرفته بود که پیش‌ترها نقش‌های اصلی می‌گرفت و حالا به نظر می‌رسید دوران اوجش تمام شده ـ به پشت صحنه‌ی تئاتر رفت تا به دیویس پیشنهاد بازی در نقشی انقلابی در یک فیلم کاملاً جدید بدهد. کرافورد از نوجوانی در هالیوود بود، ولی حالا که به اواخر پنجاه‌سالگی رسیده بود، به نظر می‌رسید تهیه کننده‌ها از او می‌خواهند که فقط نقش مادر ستاره‌های جوان‌تر را بازی کند؛ تازه اگر اصلاً او را برای فیلمشان انتخاب می‌کردند. معروف بود که کرافورد و دیویس در طول فعالیتشان از یکدیگر نفرت داشتند. سر نقش‌ها، مردها و تثبیت جایگاهشان به عنوان زنان قدرتمند در هالیوود با یکدیگر بحث می‌کردند. اما حالا رابرت آلدریچِ کارگردان می‌خواست آن‌دو را برای بازی در اقتباس سینمایی تریلر پرتعلیق چه بر سر بیبی جین آمد؟ انتخاب کند.. نتیجه فیلمی شد با سبک اغراق‌شده که سوار بر موج موفقیت روانی توانست ژانر وحشت را به عنوان یک ژانر مورد پذیرش جا بیندازد و تصویر کاریکاتوری دیویس و کرافورد ـ بازیگران اُور اکت فراموش‌شده‌ای که دیدنشان یا حتی شناختنشان در آن موقع رقت‌انگیز بود ـ را تا همین امروز تثبیت کند. اما سریال عداوت ممکن است این تصویر را از آن‌دو تغییر دهد.
این سریال به‌جای این‌که تصور رایج درباره‌ی کرافورد و دیویس را تقویت کند (آن‌دو را به عنوان دو بازیگر نازک‌نارنجی، الكلی و بدجنس می‌شناسند) همان‌قدر که به عنوان ستاره‌های مشهور سینما به سراغشان می‌رود، به وجوه انسانی‌شان هم می‌پردازد. ....

الیزابت گاربر پال | رولینگ استون،  3 مارس 2017
ترجمه‌ی پوریا شجاعی



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code