سينمای ايران

مأموریت جادوگر

نویسنده: امین اكبرزاده aminakbarzadeh67@gmail.com
شاید ذکر دیالوگ فیلم یک داستان برانکسی که می‌گفت «غم‌انگیزترین چیز در دنیا یک استعداد تلف‌شده است» اغراق باشد، اما این احساسی است که از تماشای اولین فیلم محمدرضا خردمندان برایمان باقی می‌ماند...
شاید ذکر دیالوگ فیلم یک داستان برانکسی که می‌گفت «غم‌انگیزترین چیز در دنیا یک استعداد تلف‌شده است» اغراق باشد، اما این احساسی است که از تماشای اولین فیلم محمدرضا خردمندان برایمان باقی می‌ماند.
مرتضی (مهدی قربانی) سودای فیلمسازی دارد و در ابتدا همه‌‌چیز حول این هدف شکل می‌گیرد؛ از رفتن به دفتر فیلمسازی تا تهیه کردن دوربین قرضی و نگه داشتن جعلی قطار، همه‌ برای ساختن فیلمی است که برای او نهایت آمال و آرزوهایش است. فیلمساز استراتژی درستی برای پیشبرد این قصه بر‌می‌گزیند. از جایی که مرتضی برای تهیه‌ی پول آمپول مادرش دچار مشکل می‌شود، انگیزه‌هایش و به‌تبع آن قصه و مسیر پیشرفت فیلم تغییر می‌کند و هرآنچه در بخش اول هدف‌ شخصیت اصلی بود، تبدیل به وسیله می‌شود یا تغییر ماهیت می‌دهد. دفتر فیلمسازی دیگر نه سرمایه‌گذار فیلم او، که تأمین‌کننده‌ی هزینه‌ی درمان مادرش است و نگه داشتن قطار نه برای ساخت فیلم، که برای تلکه کردن بچه‌های مدرسه است. دغدغه‌ی او دیگر آن چیزی نیست که در ابتدا بود. زمینه‌ی بلوغش مهیا شده و این مرتضی است که باید آن را درک کند...



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code