سرمقاله

ما هم یکی از همین مردمیم

نویسنده: محمد شكیبا‌نیا
آیا لقب پرفروش‌های سینمای ما به فیلم‌های کمدی ـ البته اگر این تعبیر مناسب باشد ـ اختصاص دارد؟ شاید این حرف درست باشد و بتوان مثلا فروش بالای فروشنده یا فیلمی مثل ابد و یک روز را استثنا دانست. به‌جز این استثناها بخش‌های بالایی جدول فروش به فیلم‌های خنده‌دار اختصاص دارد...
آیا لقب پرفروش‌های سینمای ما به فیلم‌های کمدی ـ البته اگر این تعبیر مناسب باشد ـ اختصاص دارد؟ شاید این حرف درست باشد و بتوان مثلا فروش بالای فروشنده یا فیلمی مثل ابد و یک روز را استثنا دانست. به‌جز این استثناها بخش‌های بالایی جدول فروش به فیلم‌های خنده‌دار اختصاص دارد. فیلم‌هایی که شاید قصه و روایت درست و درمانی ندارند و شاید از سطح فاخری که دوست داریم برای سینمای ایران قایل باشیم فاصله‌ی زیادی دارند، اما می‌توانند مردم را در این اوضاع بد اقتصادی برای خرید بلیت سینما مجاب کنند.
جایی خواندم که اقبال مردم به فیلم‌های مفرح در این روزگار بی‌شباهت به توفیق موزیکال‌ها و کمدی‌موزیکال‌ها در دوران بحران اقتصادی غرب در دهه‌های 1930 یا 1960 میلادی نیست. مردم گرفتار و پرغصه به دنبال لحظه‌ای خوشی و بی‌خبری، سالن‌های فیلم‌های سرخوشانه را پر می‌کنند و اصلا کاری ندارند که این فیلم چقدر فاخر است و چقدر فرهنگی است. یا این‌که اساسا بهره‌ای از قصه و روایت سینمایی برده است یا فقط مجموعه‌ای از سکانس‌های بامزه‌ی پشت سرهم است. چند شوخی جنسی دم‌دستی یا متلک سیاسی سبک در هر سکانس برای آنها کافی است تا مطمئن شوند که پول و وقت و مهم‌تر از همه اعصابشان به هدر نرفته است. عاشقانه‌های آبکی و ملودرام‌های سطحی هم در همین قاعده‌ی مردم‌پسندی معمولا فروشی به هم می‌زنند که البته به پای فیلم‌های خنده‌دار نمی‌رسد. فیلمسازهای باهوش‌تر هم این را دانسته‌اند و به‌جای تقلا برای جور کردن شرایط پیچیده‌ی تولید پروژه‌های سینمایی‌ای که کلاس فرهنگی‌شان لحاظ شده باشد، یا لااقل بتوان آنها را اثر هنری در سینما ـ این هنر هفتم شگفت‌انگیزـ به حساب آورد، خیلی ساده فیلم‌هایی می‌سازند که مردم می‌خواهند. آنها دانسته‌اند که ورای شعارها و تعارفات معمول که در وصف و مدح عظمت فرهنگی مردم سر داده می‌شود، روح بسیط و ساده‌ای وجود دارد که هنوز در جست‌وجوی اجابت نیازهای اولیه‌ی زندگی است. این فیلمساز حتی اگر دلش هم بخواهد مجالی برای پرداختن به مقولات سطح‌بالا ندارد. برای او فیلم بناست باری از روی دوش تماشاچی بردارد نه این‌که با مضامین عالی‌اش و یادآوری مسئولیت انسان در جهان، بار دیگری بر وجدان و روح تماشاچی‌اش بگذارد. این رمز و راز پاسخ این پرسش است که چرا تعداد کمی از فیلم‌ها بسیار پراقبال هستند و اغلب فیلم‌هایی که اتفاقا دیدنی، آموزنده و هنرمندانه ساخته شده‌اند چندان توفیقی نمی‌یابند، آن‌قدر که حتی کسری از هزینه‌های تولید هم برنمی‌‎گردد.
هنر سینما فوق‌العاده‌ است. در نازل‌ترین شکل بروزش هم همچنان آینه‌ی تام و تمام جامعه‌ است. آیا می‌خواهید ارزیابی درستی از مردم داشته باشید؟ به توصیفاتی كه روزنامه‌ها یا کانال‌های متعدد تلویزیون از مردم ارائه می‌دهند توجه نباید کرد. به تعریف‌ها و تمجیدهایی که سیاستمداران از مردم می‌کنند توجه نباید کرد. حتی به آنچه خود مردم درباره‌ی خودشان تصور می‌کنند توجه نباید کرد. اینها اغلب تعارف یا اگر بخواهیم منصف باشیم به تصویر کشیدن مردمی آرمانی است که باید باشیم. برای درک درست کلمه‌ی «مردم» کافی است به سینما رفت و یک فیلم پرفروش را همراه مردم نازنین تماشا کرد و به این فکر کرد که ما هم یکی از همین مردمیم.



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code