پایان بندی

مثل اشك‌هایی كه زیر باران محو می‌شوند

نویسنده:
«دكارد»، پلیس قدیمی و مطرود لس‌آنجلس موفق می‌شود پناهگاه «پریس» و «روی»، بردگان فراری كه بدلِ انسان هستند و در آپارتمان «سباستین» پناه گرفته‌اند را پیدا كند....
«دكارد»، پلیس قدیمی و مطرود لس‌آنجلس موفق می‌شود پناهگاه «پریس» و «روی»، بردگان فراری كه بدلِ انسان هستند و در آپارتمان «سباستین» پناه گرفته‌اند را پیدا كند. پریس در خانه تنها است و هنگامی كه متوجه خطر دكارد می‌شود خودش را لابه‌لای عروسك‌ها و اسباب‌بازی‌های سباستین پنهان می‌كند. دكارد با احتیاط وارد آپارتمان می‌شود و وقتی در حال سركشیِ اتاق‌های خانه است، ناگهان با حمله‌ی پریس روبه‌رو می‌شود. پریس بدل زیبارویی است كه در اصل برای موقعیت‌های نظامی ساخته شده است و خواه‌ناخواه قدرت فیزیكی و آمادگی جسمی فوق‌العاده‌ای دارد. حمله‌ی پریس به‌قدری ناگهانی است كه دكارد تمركز و نیرویش را از دست می‌دهد و زخمی می‌شود. پریس كه آماده‌ی كشتن دكارد است ناگهان به ضرب گلوله‌ی دكارد از پا درمی‌آید و نقش زمین می‌شود. در همین حین، آسانسور آپارتمان حركت می‌کند و روی كه از منزل «تایلور» بازگشته است، وارد خانه می‌شود. اما درِ آپارتمان باز است و شك روی برانگیخته می‌شود. دكارد كه خسته و زخمی شده قصد دارد از آپارتمان فرار كند اما با بازگشت روی، در آپارتمان محبوس می‌شود. روی با دیدن پیکر بی‌جان و خون‌آلود پریس متوجه حضور بلیدرانری (مأموری كه وظیفه‌اش شكار بدل‌ها و ربات‌هاست) می‌شود كه به قصد شكار كردن روی و پریس وارد آپارتمان شده است. روی در حال وارسی اتاق‌هاست كه ناگهان چشمش به دكارد می‌افتد. دكارد با دیدن روی اسلحه می‌كشد و به سمت او شلیك می‌كند. روی كه می‌داند دوره‌ی محدود عمرش (برای هر برده، چهار سال) به سر آمده و در حال سپری كردن آخرین دقایق عمرش است، تصمیم می‌گیرد دكارد را به سزای كارش برساند. با جسد پریس وداع و دكارد را به نبرد دعوت می‌كند. دكارد شروع به تیراندازی سمت روی می‌كند و روی كه در حال فرار و دویدن به سوی گوشه‌وکنار آپارتمان است از دكارد می‌خواهد كه منصفانه‌تر بازی كند و به سوی او كه اسلحه‌ای ندارد شلیك نكند. دكارد كه به نظر می‌رسد در دام بدی افتاده، درمانده و پریشان شده. روی سعی دارد با حرف زدن، حواس دكارد را پرت كند و كنترل او را به دست بگیرد....



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code