سريال

مثل یك رمان خوب

نویسنده:
تابو در بستر تاریخی‌ای می‌گذرد که حتی از دوران ویکتوریایی هم عقب‌تر است. زمانی که انگلستانِ دوران ریجنسی1 و بین دو دوران امپراتوری، هنوز درگیر جنگ با آمریکای مستقل نوپاست؛ بخشی اغلب فراموش‌شده از تاریخ که از چشم خیلی‌ها پنهان مانده است. این موضوع به عنوان سازنده و نویسنده‌ی سریال چه فرصت‌ها یا مشکلاتی سر راه شما قرار داد؟...
تابو در بستر تاریخی‌ای می‌گذرد که حتی از دوران ویکتوریایی هم عقب‌تر است. زمانی که انگلستانِ دوران ریجنسی1 و بین دو دوران امپراتوری، هنوز درگیر جنگ با آمریکای مستقل نوپاست؛ بخشی اغلب فراموش‌شده از تاریخ که از چشم خیلی‌ها پنهان مانده است. این موضوع به عنوان سازنده و نویسنده‌ی سریال چه فرصت‌ها یا مشکلاتی سر راه شما قرار داد؟
استیون نایت: فرصت‌ها و مشکلاتش شبیه به وقتی ا‌ست که دارید روی برف تازه و پانخورده راه می‌روید، برای همین هم به جای جدیدی می‌رسید. به‌نظرم تقصیر تاریخ‌نگارهاست که به بعضی از دوره‌های تاریخی توجه نمی‌شود، هرچه باشد این کارشان است، اما آنها به عقب که نگاه می‌کنند مدام دنبال یک سری الگو می‌گردند. دنبال توالی منطقی و دلیل‌اند و بعضی دوره‌ها با الگوی حاکم بر سال‌های بین ۱۵۰۰ تا قرن بیستم میلادی همخوانی ندارند، دوره‌هایی که به‌وجود آمدن ایالات متحده‌ی آمریکا را هم در دل خود جا داده‌اند. در سال ۱۸۱۴ دو ملتی که حالا متحدانی كاملاً نزدیک محسوب می‌شوند، در حال جنگ با همدیگر بودند. کینه و عداوت غیرقابل ‌باوری در این جنگ جریان داشت و تا پنجاه سال بعدش هم ادامه پیدا کرد. اما حالا مردم به‌کل فراموشش کرده‌اند. جنگی که با جاسوس‌ها اداره می‌شد و دوران تیره‌وتاری بوده. به‌نظرم این کاملا به درد درام شدن می‌خورد و می‌شود از خلالش شهری مثل لندن را جوری تصویر کرد که تا به حال دیده نشده.
 شما در این تصویر کم‍‍پانی هند شرقی را که زمانی بسیار قدرتمند بوده رقیب و مخالف جیمز دیلِینی با بازی تام هاردی قرار می‌دهید که میانشان تاریخ ریشه‌دار و تیره‌وتاری وجود دارد که چندان هم سربسته نیست. دلیل این کار چه بوده؟
نایت: به‌نظرم کمپ‍انی هند شرقی نماینده‌ی چیزی ا‌ست که آن را رویکرد مدرن به جهان می‌دانیم؛ جایی که هیچ‌چیزی از قلم نمی‌افتد، هر پنی اهمیت خودش را دارد. آنها شرکتی عظیم و چندملیتی بودند که عزمشان جزم بود و به خیال خودشان داشتند تمدن مسیحی را در کل دنیا گسترش می‌دادند، برای همین تقریبا هرکاری که دلشان می‌خواست می‌کردند. کل انگیزه‌شان سودآوری بوده، که خب این روزها برایمان مفهوم آشنایی است، نه؟...
دومینیک پَتِن | ددلاین، 10 ژانویه‌ی 2017
ترجمه‌ی مونا مجد



ارسال پیام اشتراک



 
 
 Security code